محمد معصوم البكري ( نامى )

147

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

معتمدان سپرده خاطر ازان محل جمع نمود . و وقت مراجعت از راه چتر و لهرى توجه فرموده بلوچان رند و بگتى « 1 » را تاخت و اسير نموده مطيع و منقاد ( f . 107 b ) گردانيد . و بالآخره جماعه اسير را بعهد و شرط به آنها سپرده كلانتران و سرداران را در ملازمت خود به بهكر آورد . و چون خبر نهضت رايت دولت قاهرهء ظهير السلطنة و الخلافة محمد بابر پادشاه بصوب هند منتشر شد ، ميرزا شاه حسن پيشكش لائق مصحوب ايلچيان با عرضه داشت بدرگاه پادشاه فرستاد « 2 » . چون ميرزا شاه حسن هنگامى كه در ملازمت پادشاه مىبود ، بجناب مير خليفه كه وكيل و ديوان بيگى سركار پادشاهى بود طرح خصوصيت و دامادى در ميان انداخته بود ، و آن التماس بشرف اجابت اقتران يافته ، بنا بران براى تجديد و تمهيد قواعد اختصاص مسماة شاه سلطان جدهء عبد الباقى را كه از اولاد سيد جعفر بوده نيز بملازمت ظهير السلطنة فردوس مكانى فرستاده التماس آن داعيه نمود . و حضرت فردوس مكانى « 3 » باعث شده گلبرگ بيگم بنت مير خليفه را بحبالهء نكاح ميرزا شاه حسن در آورده مصحوب پسر خورد مير خليفه حسام الدين ميرك به بهكر فرستاد . و ميرزا شاه حسن عروسى كرده بيگم را به منزل آورد . و پرگنهء پاتر و باغبانان را بطريق ضيافت بر حسام الدين ( f . 108 a ) ميرك تفويض نموده عازم تسخير ملتان گشت . و حضرت بابر پادشاه همين نسبت را مرعى داشته ناهيد بيگم دختر ماه بيگم را ، كه قبل ازين مذكور شده بود كه چون او خورد بود و او را ماه بيگم در كابل گذاشته به قندهار رفته بود ، به محب على خان ولد مير خليفه وصلت كردند ، تا نسبتها بين الطرفين قوى شود . پوشيده نباشد كه احوال ولايت ملتان از ابتداى اسلام كه به سعى محمد بن قاسم ثقفى در زمان حجاج بن يوسف مفتوح شد سابقا گذارش يافته « 4 » .

--> ( 1 ) ح ر م : منگسى ( 2 ) ف ندارد : ميرزا شاه حسن . . . فرستاد ( 3 ) ف ندارد : فرستاده . . . فردوس مكانى ( 4 ) ح م ندارد : سابقا گذارش يافته